پيروزى در دور انديشى ، و دور انديشى در به كار گيرى صحيح انديشه ، و انديشه صحيح به راز دارى است.



پيروزى در دور انديشى ، و دور انديشى در به كار گيرى صحيح انديشه ، و انديشه صحيح به راز دارى است.
به رگ هاى درونى انسان پاره گوشتى آويخته كه شگرف ترين اعضاى درونى اوست ، و آن قلب است ، كه چيزهايى از حكمت ، و چيزهايى متفاوت با آن ، در او وجود دارد.
پس اگر در دل اميدى پديد آيد ، طمع آن را خوار گرداند ، و اگر طمع بر آن هجوم آورد حرص آن را تباه سازد ، و اگر نوميدى بر آن چيره شود ، تأسف خوردن آن را از پاى در آورد ، اگر خشمناك شود كينه توزى آن فزونى يابد و آرام نگيرد ، اگر به خشنودى دست يابد ، خويشتن دارى را از ياد برد، و اگر ترس آن را فراگيرد پرهيز كردن آن را مشغول سازد.
و ارگ به گشايشى برسد ، دچار غفلت زدگى شود ، و اگر مالى به دست آورد ، بى نيازى آن را به سركشى كشاند ، و اگر مصيبت ناگوارى به آن رسد ، بى صبرى رسوايش كند ، و اگر به تهيدستى مبتلا گردد ، بلاها او را مشغول سازد ، و اگر گرسنگى بى تابش كند ، ناتوانى آن را از پاى در آورد ، و اگر زيادى سير شود ، سيرى آن را زيان رساند ، پس هر گونه كُندروى براى آن زيانبار ، و هرگونه تُندروى براى آن فساد آفرين است.
مردم براى اصلاح دنيا چيزى از دين را ترك نمى گويند ، جز آن كه خدا آنان را به چيزى زيانبارتر از آن دچار خواهد ساخت .
خدا را بندگانى است كه نعمت خود را ويژه آنها كرده است تا مردم را سود رسانند . اينان تا زمانى كه به مردم انفاق می كنند نعمتهايشان در دستهايشان باقى است و چون نعمت خود را از مردمان دريغ داشتند ، خداوند نعمتش را از آنان می ستاند و به ديگرى می دهد .
خردمند سه چيز را نبايد فراموش كند:
1- اين دنيا فنا پذير يا پايان پذير است.
2- دگرگوني و تغيير همواره در حال وقوع است.
3- آفات و بلايا را گريزي نيست.
امام صادق (ع)
اگر با يك تاريكي مواجه شديد آن را لعن و نفرين نكنيد، بلكه سعي كنيد شمعي روشن كنيد تا قسمت كوچكي از آن تاريكي را روشن كرده باشيد.
كنفوسيوس
پيروزى در دور انديشى ، و دور انديشى در به كار گيرى صحيح انديشه ، و انديشه صحيح به راز دارى است. |
یک آیهای در انجیل هست که من خیلی دوستش دارم و فکر میکنم اگر همهی انجیل تحریف شده باشد، این آیه اصیل است. زیرا بوی سخن یک پیغمبر را میدهد و تصور نمیکنم کسانی که به تحریف یک کتاب آسمانی میپردازند، این قدر شعور و ذوق داشته باشند که چنین جملهی زیبایی بسازند. میگوید: «ای انسانها! از راههایی مروید که روندگان آن بسیارند. از راههایی بروید که روندگان آن کماند.» چرا که تاریخ، تکامل، مال کسانی است که خودشان راه تازه انتخاب کردند، یا راههایی برگزیدند که هنوز انسانها و تودهی عوام که همیشه دنبالهرو هستند، و همیشه دیگران برایشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند، از آن راهها نمیروند. «از راههایی بروید که روندگان آن کماند. از راههایی مروید که روندگان آن بسیارند.» روحانیون قشری قسطنطنیه برای این که به مضمون آیه عمل کنند، هیچ وقت از خیابانهای اصلی و شلوغ عبور نمیکردند، بلکه از کوچه پس کوچههای خلوت میگذشتند. این نشان میدهد که گاه یک زیبایی شگفت، یک فکر بلند، و یک سخن عمیق، در اندیشههایی که شایستگی فهم آن را ندارند، به چه صورت مضحکی تجلی میکند و مسخ میشود. و علی، این روح پرشگفتی که در همهی ابعاد گوناگون، و حتی ناهمانند بشری قهرمان است، امروز در میان شیعیان خویش چنین سرنوشتی دارد. (افسوس که چقدر زیباییها و عظمتها در دست ملتهایی که لیاقت داشتنش را ندارند، پامال میشود.) و این امام راستین، شیر پیروز روزهای مدینه، و روح تنها و دردمند شبهای نخلستان، که رسالت خاصی در تاریخ دارد، اکنون از همهوقت ناشناختهتر است و کاش ناشناخته میبود، که بدشناختهتر است. ای کاش علی را اصلاً نمیشناختیم، و محققان نخستین بار او را به ما میشناساندند.
|
بیشتر...
بیشتر...